نویسندگان اشباح!

خرید بک لینک

احمد راسخی لنگرودی

به گمانم کمتر کسی است که در تهران باشد، اما راستهبازار فرهنگی این کلانشهر را در جلوی دانشگاه تهران ندیده باشد. به قول کریم امامی: يکي از متراکمترين بازارهاي کتابفروشي جهان را در اینجا میتوان دید.۱ پیادهرویی است متفاوت با همه پیادهروهای سطح شهر؛ مملو از انواع کتاب، از قفسه و ویترین کتابفروشی گرفته تا کتابهایی ریخته بر کف آسفالت و خوابیده بر روی میز کنار خیابان. این پیادهرو گذرگاهی است برای خرید کتاب و گشت و گذار کتابشیفتگان، روشنفکران، شخصیتها و ناموران فرهنگی پایتخت. در این گذرگاه، گاه و بیگاه تک و توک قلمu200aبهدستانی را میتوان دید که در این محل شلوغ و نه چندان عریض، با گامهای کوتاه و بلند در پی کتابی، کنجکاوانه چشم به قفسه کتابفروشها میافکنند. این گذرگاه ویترینی است جذاب از انواع و اقسام دیدنیهای فرهنگی. هر کسب و کاری که در حوزه نشر و چاپ بتوان تصور کرد، در اینجا دیده میشود. از این جهت نمایشگاهی است تمامعیار برای اهلش، بسته به اینکه چه بخواهد.

در اینجا تنها فروشگاههای کتاب نیستند که چشم مشتریان را مینوازند، دستفروشانی نیز دیده میشوند که با آوای بلند فرهنگی مشتریان خود را فرامیخوانند؛ آنانی که کتابهای قدیمی و دست دوم را در قیمتهای مختلف در کنار خیابان ریختهاند و به فروش میرسانند. این فقط بخشی از جلوههای این بازار فرهنگی است.
فروش کتابهایی با چاپ «دیجیتال» یا «افست» بخش دیگر اینجاست؛ آنهم با تخفیفهای خیلی زیاد، غالباً پنجاه یا شصت درصد! پس چه شگفت که برخی از اینان سرشان شلوغتر از فروشگاههای کتاب باشد. بر تن هر یک از کتابهای چاپ دیجیتال یا افست، جلدی نایلونی پوشاندهاند و کنار هم روی میزی چیدهاند تا در چشم مشتری زیبا جلوه کند. از آن دسته کتابهایی که غالباً در فهرستهای پیشنهاد کتاب برای خواندن قرار دارند؛ از هر نوع که بخواهید. معلوم نیست چه شیادان کاسبکاری مخفیانه دست به تکثیر آثار پرفروش ناشران میزنند و اینگونه عرضه میدارند! آنها همین که میبینند کتابهایی با اقبال مخاطب مواجهند، فوراً آن را میu200aکشانند به مسیر چاپ دیجیتال یا افست. نه حقالتألیف و حقالترجمهای برای مؤلف و مترجم قائلند و نه حق نشر برای ناشرش و نه حقالزحمه برای ویراستار و طراح و صفحهآرا و نمونهخوان. سود حاصله را تماماً خود به جیب میزنند. مصداق بارز دزدی در روز روشن! منظره غمانگیزی است. باید گفت درد بیدرمانی که چندی است گریبان صنعت نشر ایران را گرفته است. این تازه یکی از جلوههای این بازار مکاره است. فقط باید عابر این گذرگاه فرهنگی بود تا موارد دیگر را به چشم دید.
سفارش تحقیق!
چیز دیگری که در این گذرگاه فرهنگی دیدنش قلب انسان را به درد میآورد، وجود بنگاههاي نوظهورِ فرهنگي است؛ مراکزی که زیر عنوان «مشاوره پذيرش و چاپ مقالات و پروژههاي دانشجويي كليه رشتهها در مجلات» به کسب و کار مشغولند. در قبال حقالزحمهاي با استفاده از نويسندگان ناشناخته عهدهدار تهيه و تدوين مقالاتISI و گزارشها و رسالات ختم تحصيلي براي فارغالتحصيلان دانشگاهي ميشوند. تبلیغات این بنگاهها که به صورت سمعی و بصری خود را بر عابران تحمیل میکنند، مرا به یاد اعلانی در یکی از روزنامههای نیویورک در دهههای دور میu200aاندازد، به این شرح:
«دفتر نویسندگان «اشباح»۲
نويسندگان مجرب در خدمت شما: مقالات، گزارشها، اعلاميههاي مهم، نطقها، نامههاي بسيار خصوصي، كمكهاي ادبي، هر نوع كار مربوط به تأليف و تحقيق. ما مينويسيم، شما فقط امضا ميكنيد»!۳
این بنگاههای بهاصطلاح فرهنگی با انواع و اقسام تبليغات مشتریان را به سوی خود جلب میu200aکنند؛ شعارهایی همچون:
ـ پروژه دانشجويي با ارزانترين قيمت و با صد درصد تضمین
ـ پروژه دانشجویی و نگارش کامل پروژه، با قیمت دانشجویی در تخصص کارشناسان ماست
ـ انجام پروژه فوری با قیمت مناسب
ـ انجام پروژههای دانشجویی تخصصی با تضمین کیفیت
ـ با قيمت بسيار ارزان، برايت پاياننامه مينويسند: تاريخ و علوم سياسي، مديريت و اقتصاد، زبان و ادبيات فارسي و…
ـ تحقيق و مقالات دانشجويي (دقيق و سريع) فقط هزينه پرينت را بپردازيد
ـ ترجمه دقيق و باكيفيت فقط ۱۷۰۰ تومان.
ـ صفر تا صدِ پروژه شما را به صورت کاملا تخصصی، به دست فارغالتحصیلان برتر همان رشته، به انجام میرسانیم…
این بنگاهها با استفاده از اين قبيل تبليغات، براي فارغالتحصيلاني كه حال و حوصله مطالعه و توان انجام كار تحقيقي و پژوهشي ندارند، مطلب تهیه میکنند؛ فارغالتحصيلاني که محققان بيتحقيقاند! در ظاهر محقق جلوه ميكنند، اما در اصل روحشان با تحقيق بیگانه است. فقط سوداي اخذ مدرك تحصيلي و يدك كشيدن عنوان دانشگاهي را در سر ميپرورانند. سیدحسن امین ـ نویسنده دانشنامه جهان اسلام ـ نقل میکند: «چند سال پيش در يكي از دانشگاهها، دانشجويي پاياننامه كارشناسي ارشد خود را درباره حكيم حاج ملاهادي سبزواري تأليف كرده و نمره قبولي گرفته بود. نظر به علاقهاي كه به موضوع داشتم، پاياننامه را از نظر گذراندم؛ ديدم تمام مطالبي كه من بر مقدمه ديوان فارسي حاج ملاهادي سبزواري (اسرار) نوشتهام، عيناً بدون دخل و تصرف در پاياننامه خود آورده است، حتي جايي كه من مطالب را از پدرم و پدربزرگم نقل كردهام! استادان راهنما و مشاور و داور هم از او نپرسيدهاند آخر مرد حسابي، تو خاطرات و منشآت امينالشريعه سبزواري را كجا ديدهاي؟!»۴ هیچ دور نیست یکی از همین بنگاهها پاياننامه این دانشجوی كماطلاع را به یاری نویسندگان اشباح کارسازی کرده باشد!
فقط كم مانده است نويسندگان «اشباح» در بنگاههاي فرهنگي، كتاب هم بنويسند و براي متقاضيان جوياي نام و تشنة عنوان، كتابسازي كنند و احتمالا آوازه و حقu200aالتأليفي نیز نصيبشان گردانند و بر جلال و جبروتشان بيفزايند که البته در گوشه و کنار شنیده میشود این کار را هم پنهانی میکنند؛ یعنی کتابu200aسازی میکنند و کتاب به نام سفارشدهندگان مینویسند! و لابد این نويسندگان اشباح این پرسش را هم بارها از مشتریان خود شنیدهاند: «چند میگیری جای من کتاب بنویسی؟» یا «کمی تخفیف بده، دستم تنگ است!»
گفتنی اینکه در یکی از همین آگهیهای تبلیغاتی مربوط به کتابسازی که از طریق فضای مجازی ارسال شده بود، میخواندم: «برای کتابهای شعر بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون تومان و برای رمان و داستان ۳۰ تا ۶۰ میلیون تومان هزینه کنید»؛ یعنی کتابسازی با این مبلغ! این تازه قیمتهای چند سال پیش است. دور از ذهن نیست که با افزایش تورم، قیمتهای اعلام شده نیز رشد نجومی پیدا کرده باشد! باید از این دستان ناپاک پرسید: مگر کتابهای حتی نویسندگان بزرگ اینقدر درآمد دارد که شما میخواهید از طریق کتابسازی، درآمدی اینچنینی برای خود کسب کنید؟!
پینوشتها:
۱.نشر دانش، بهمن و اسفند ۱۳۶۷، شماره ۵۰، «زمزمههایی از چهارراه کتابی»، کریم امامی
۲. Ghostwriters.
۳ . رک:ولادیمیر پوزنر، «ايالات نامتحد»، ترجمه محمد قاضي، ص۲۳، نشر خوارزمي، ۱۳۶۱
۴ . امين، سيدحسن، انتحال و سرقت ادبي، نشريه حافظ، ص۵

راسخي لنگرودي...

ما را در سایت راسخي لنگرودي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 13:11

صفحه بندی