
احمد راسخی لنگرودیامروز نسخهبهدست سروکارم با یکی از داروخانههایی افتاد که روزگاری کتابفروشی بود ؛ بالغ بر سه دهه و من نیز مشتری دائمیاش. سال پیش، آن کتابفروشی از کملطفی مشتریان مفتخر به امتیاز داروخانه شد! با تابلویی پرزرق و برق که پنداری به آن کتابفروشی سابق فخر میفروخت! آری، این مکان روزگاری کتابهای خوش قد و قامت درون قفسههایش بود و امروز درون همان قفسههای چوبی جعبههای ریزاندام دارو.چه نگاه سنگینی دارند این ریزاندامان! انگار همهشان از آن بالا با تبختر مرا به چشم یک بیمار نگاه میکنند! مدعی درما...
ادامه مطلب
در زمانهای گذشته چاپ و چاپخانه نبود؛ کتابها به صورت نسخههای خطی تکثیر میشد؛ آنهم از چند نسخه تجاوز نمیکرد. نسخههایی محدود در اینجا و آنجا که اگر به خوبی مراقبت نمیشد برای همیشه نیست و نابود میشد.در زمانهای گذشته چاپ و چاپخانه نبود؛ کتابها به صورت نسخههای خطی تکثیر میشد؛ آنهم از چند نسخه تجاوز نمیکرد. نسخههایی محدود در اینجا و آنجا که اگر به خوبی مراقبت نمیشد برای همیشه نیست و نابود میشد. مانند امروزه نبود که کتابی به برکت وجود کاغذ و صنعت پیشرفته چاپ تولید انبوه گردد و در کمترین زمان ممکن در صده...
ادامه مطلب