
درآمدی انتقادی به سنت کتابشوییاحسان راسخی*نشان تجارت - صحنهای را در ذهن خود مجسم کنید آنهم در این عصر کتاب و کتابت که شخصی به دلیل صوفی-گری در خانه خود مراسم کتابشویی راه بیندازد؛ در روزی مشخص، همه کتابهای شخصی خود را که از چند هزار تجاوز میکند، چه آنهایی را که خودش نوشته و چه آنهایی را که به قلم دیگران طی سالهای متمادی خریده و خوانده است، در مراسمی در مقابل چشم اطرافیان و چندین دوربین فیلمبرداری به آتش بکشد و یا اینکه در باغچه حیاط خانه خود جمله آن کتابها را در زیر تلی از خاک دفن کند و...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودیگاهی اوقات هوس میکنم کتابهای قدیمیام را یک بار دیگر مرور کنم. همان کتابهایی که همنشین دوران جوانیام بودند. تمام جوانیام با آنها سپری شد. هنوز برخیشان را در کتابخانه خود دارم و البته برخیشان را هم نه. هر وقت چشمم به یکی از آنها میافتد من بیجان و قدیمیام پررنگ میشود. حیث تاریخیام عجیب به کار میافتد. از شما چه پنهان گاهی هم وقتی میبینمشان آرزوی رویدادهای گذشته را میکنم. دلتنگ آن زمانها میشوم. مثل خیلیها مغزم تمایل دارد همه آن روزها را با تمام تلخیهایش رمانتیک کند و بنشاند در ویتری...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودیاز نادر اتفاقات روزگار اینکه؛ شاهد ماجرایی باشی که هیچگاه فکرش را هم نمیکردی. آن ماجرا هم مستقیما با خودت در ارتباط باشد. یعنی خودت باشی یک سر ماجرا، و در نهایت ترا بکشاند به آستانه درد و دریغ. طفره نروم، بهتر است یکراست بروم سر اصل مطلب:جمعه هفته گذشته بار دیگر گذرم افتاد به کتابفروشیهای دست دوم قدیمی در مقابل دانشگاه تهران. همینطور در حال گشت و گذار بودم که چشمم رفت روی یکی از آثارم با عنوان «نفت و قلم». این اولین باری نبود که در لابلای کتابهای دست دوم قدیمی، ریخته شده بر روی...
ادامه مطلب
پلی موسوم به پزدلاحمد راسخی لنگرودیبزپل را تو به کسر بخوان و نه به ضم که این واژه مازنی است و تو خود میدانی مازنی را از آن حرکات سه گانه ارادتی است به کسره.بزپل ترکیبی است از «بز» و «پل». نام پلی است قدیمی در شهرستان بهشهر. در شگفتم که چرا این پل از میان آنهمه اسامی به بز نامبردار است؟چنانکه گفته اند این پل زمانی برای خود معبر گله بزها بوده و امروزه معبر تک و توک آدمهای این محل. پلی بغایت ساده؛ در طول شش متر و در عرض قریب سه متر. عبارت است از یک هشتی بر روی رودخانه ای، نه چندان عریض و نه چندان ع...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودیامروز نسخهبهدست سروکارم با یکی از داروخانههایی افتاد که روزگاری کتابفروشی بود ؛ بالغ بر سه دهه و من نیز مشتری دائمیاش. سال پیش، آن کتابفروشی از کملطفی مشتریان مفتخر به امتیاز داروخانه شد! با تابلویی پرزرق و برق که پنداری به آن کتابفروشی سابق فخر میفروخت! آری، این مکان روزگاری کتابهای خوش قد و قامت درون قفسههایش بود و امروز درون همان قفسههای چوبی جعبههای ریزاندام دارو.چه نگاه سنگینی دارند این ریزاندامان! انگار همهشان از آن بالا با تبختر مرا به چشم یک بیمار نگاه میکنند! مدعی درما...
ادامه مطلب
معرفی کتاب مریم یکومنش1402-11-25یادداشتهای یک کتابباز اثری است به قلم احمد راسخی لنگرودی.این اثر دربرگیرندهی چهل و پنج جستار در زمینهی کتاب و کتابخوانی است. هدف نگارنده از انتشار این یادداشتها زایش شور و شوق کتابخوانی در افراد و سپاسگزاری از این یار مهربان است که سالها همدم و همنشینش بوده است. او به کتابهایش عشق میورزد و آنها را شناسنامهی فرهنگی خویش میداند.نویسنده رخدادها را در قالبِ نامه، گزارش، خاطره و در مکانهای مختلفی اعم از کتابفروشی، کافه، قطار، سفر یا در رویارویی با کتابی نگاشته است.این ...
ادامه مطلب
مراسم رونمایی از کتاب «یادداشتهای یک کتابباز» رونمایی از کتاب «یادداشتهای یک کتابباز» به قلم احمد راسخی لنگرودیدر مراسمی که عصر دوشنبه ۲۲ آبان در مؤسسه خانه دوست و در آستانه هفته کتاب برگزار شد از کتاب «یادداشتهای یک کتاب باز» نوشتۀ احمد راسخی لنگرودی رونمایی به عمل آمد.در این مراسم که با حضور جمعی از اعضاء برگزار شد، کبری وحید رودسری به عنوان دبیر اجرایی مؤسسه در آغاز، ضمن خوشامدگویی به حضار و اعلام برنامه، گزارش مختصری از این کتاب ارائه داد. سپس دکتر سارا شریعت مدیر مؤسسه فرهنگی «خانه دوست» طی...
ادامه مطلب
در دنیای امروز که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در تمام زوایای زندگی ما نفوذ کرده و می-رود چون لشکری قدرتمند همه ذهن و ضمیر ما را در اشغال خود درآورد، داشتن دغدغهای به نام کتاب کاغذی شاید برای برخی شگفتانگیز هم باشد.«یادداشتهای یک کتابباز!»نوشته: احمد راسخی لنگرودیناشر: همرخ؛ چاپ اول، پاییز 1402200 صفحه، 165000 تومان****در دنیای امروز که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در تمام زوایای زندگی ما نفوذ کرده و می-رود چون لشکری قدرتمند همه ذهن و ضمیر ما را در اشغال خود درآورد، داشتن دغدغهای به نام کتاب کاغ...
ادامه مطلب
۲۸ شهریور ۱۴۰۲، ۲۲:۱۹ 4020628107کتاب «کافه پرسش» به قلم احمد راسخی لنگرودی طی مراسمی در موسسه خانه دوست رونمایی شد عصر دوشنبه 27 شهریور طی مراسمی در موسسه خانه دوست، با حضور جمعی از اعضاء این موسسه کتاب «کافه پرسش» رونمایی شد. به گزارش الف، خانم کبری وحید رودسری به عنوان دبیر اجرایی موسسه در آغاز ضمن خوشامدگویی به حضار و اعلام برنامه، گزارشی از آثار قلمی نویسنده کتاب ارائه داد. سپس خانم دکتر سارا شریعت مدیر موسسه فرهنگی «خانه دوست» طی سخنانی با مهم خواندن مقوله پرسش و پرسشگری در حوزه روانشنا...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودیاگر میخواهید عصر آدینهای متفاوت را تجربه کنید بد نیست سری به جلوی دانشگاه تهران در خیابان انقلاب بزنید. منظره متفاوتی را در آنجا شاهد خواهید بود. این منظره در نوع خود جذاب و دیدنی است. در این غروب دلگیر به یک بار دیدنش میارزد. بساطیهای کتابهای دست دوم جملگی در این نقطه جمعاند و جمعهبازاری راه انداختهاند که بیا و ببین. این نقطه در چنین روزی در زمره خردهموزههای شهری میآید که شوق دیدنش را در میان شهروندان، خاصه جماعت نویسنده و کتابخوان برمیانگیزد. گویی این بساطیهای کتاب الباقی ...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودیخبر بس کوتاه بود. آنچنان کوتاه که کم مانده بود نبینمش، اما آنچنان سنگین که یک آن پشتم لرزید: «پایان فعالیت کاری انتشارات هاشمی»!خبر بس کوتاه بود. آنچنان کوتاه که کم مانده بود نبینمش، اما آنچنان سنگین که یک آن پشتم لرزید: «پایان فعالیت کاری انتشارات هاشمی»! و این یعنی «هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش»! همان درد جانکاه و هرگز از یادنرفتنی. همان قصه دراز و تلخ و همیشگی؛ هزار درد و دریغ؛ دیروز کتابفروشی «مروارید» و امروز «هاشمی» و فردا «.... »!وقتی چشمم به آن بَنِر قامت بسته در جل...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودیدر دورهای کتابهای کرایهای رسم بود. تک و توک در سطح شهر کتابفروشیهایی پیدا میشدند که برای رعایت حال کتابخوانها در قبال دریافت مبلغی پول کتاب کرایه میدادند. وجود این نوع کتابفروشیها جای کمبود کتابخانههای عمومی را پُر میکرد مشتری کتابهای کرایهای هم کم نبود؛ بیشتر در سنین پایین. چه التزامی در ما ایجاد میکرد خواندن این کتابهای کرایهای. جالب اینکه این جور کتابها زودتر از کتابهای خریداری شده خوانده میشد. ملزم میشدیم ظرف مدت کوتاهی یک کتاب حجیم را تند و تند بخوانیم تا وقت کم نیاوریم ...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودی، سایت الف، ۸ دی ۱۴۰۱کتابها هم مثل ما آدمها برای خود سرنوشت و سرگذشتی دارند. همه در یک سطح نیستند. عمری یکسان ندارند. برخی از آنها روزی جامه وجود به تن میکنند، روزی خریده و خوانده میشوند، و روزی دیگر خاموش و بیصدا رخت برمیبندند و میروندکتابها هم مثل ما آدمها برای خود سرنوشت و سرگذشتی دارند. همه در یک سطح نیستند. عمری یکسان ندارند. برخی از آنها روزی جامه وجود به تن میکنند، روزی خریده و خوانده میشوند، و روزی دیگر خاموش و بیصدا رخت برمیبندند و میروند. عمر این دسته از کتابها ممکن ا...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودیدانشآموختگان و دانشجویان دانش مدیریت به سه گروه کلی تقسیم میشوند: عدهای با تهاجمات شعاری دانش مدیریت را به دلیل خاستگاه غربی آن نفی میکنند و عدهای هم آنچه غربیان مینویسند تردیدناپذیر میدانند و گروهی اندک هم هستند که میکوشند بدون هیچ گونه پیشداوری فهمی درست از این دانش ارایه دهند نوشته: دکتر غلامرضا خاکیناشر: فوژان؛ چاپ اول: 1401190 صفحه، 98000 تومان**** از جمله علل و عواملی که بر تشدید دسته اول و دوم دامن زده شرایطی است که نزدیک به یک قرن بر فضای روشنفکری ما حاکم میباشد. چراک...
ادامه مطلب
احمد راسخی لنگرودی، گروه کتاب الف، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱، ۱۳:۱۴ 4010628083سالها پیش به اتفاق دو تن از دوستان رفته بودم ترمینال مسافربری. بعد از پایان سه روز تعطیلی، ترمینال مملو از مسافر بود؛ همه در انتظار اتوبوس بودند. هر نیم ساعت سر و کله یکی دو اتوبوس پیدا میشد.سالها پیش به اتفاق دو تن از دوستان رفته بودم ترمینال مسافربری. بعد از پایان سه روز تعطیلی، ترمینال مملو از مسافر بود؛ همه در انتظار اتوبوس بودند. هر نیم ساعت سر و کله یکی دو اتوبوس پیدا میشد. اصطلاح «یک کلاغ و چهل قلندر» را در اذهان زنده میکر...
ادامه مطلب
کتابxadهای آسیب xadدیده!احمد راسخی لنگرودیدر فضای مجازی اطلاعیهxad ای انعکاس یافت با این عبارت: «پیادهxad رو کریم خان، فروش کتابxadهای آسیبxad دیده تا پنجاه درصد تخفیف، از میرزای شیرازی تا ماهشهر، پنجشنبه و جمعه 6 و 7 مرداد، 5 عصر 9 شب.» جالب اینکه، چهار ناشر دست به این ابتکار زده بودند: نشر ثالث، نشر چشمه، نشر گویا، و نشر نگاه. این نوع اطلاعیه برایم قدری تازگی داشت. به ویژه آن بخش از اطلاعیه که آمده بود: «فروش کتابxadهای آسیبxad دیده»! راستش، همه جور آسیبxad دیدگی شنیده و دیده بودم الا این نوع ...
ادامه مطلب
روزنامه اطلاعات - چهارشنبه 21 اسفند 1398- احمد راسخي لنگروديxa0ما ايراني هستيم و سرزمين ما ايران. مهر و دوستي نشان كشور ماست. ديگران ما را با اين نشان ميشناسند. اين نشان پشتوانه تاريخي ماست؛ هويت و سرم...
ادامه مطلب
احمد راسخي لنگروديهماي سعادت دگربار به دام من افتاد. صبح روز آدينه بود كه جناب مهديزادهي جوان براي چندمين بار اين اشعث را به صوب كاشان فراخواند. پاي در ركاب عشق نهاده، رفتيم. ميرفتيم و ميگفتيم؛ از ...
ادامه مطلب
سفر چيست و حضر كدام؟!احمد راسخي لنگروديگاه كه دلم ميگيرد هوس سفر ميكنم؛ چه آنكه درازناكي حضر قلبم را سخت ميفشرد؛ نفس كم ميآورم. ديواره حضر هرگاه بلندا ميگيرد فضاي حضور را بر من تنگ ميدارد. در چنين حالتي جسم و جانم تنگنا ميگيرد؛ چندان كه نتوانم خود را بيابم و بيآزمايم. راستي را! سفر چيست و حضر كدام؟! هوس سفر چه وقت آدمي را دست ميدهد و حضر در كدامين ايستگاه ديگر خستهكننده ميآيد؟ چگونه ميتوان حضور را در درازناكي حضر به زيبايي تجربه كرد؟ به گمانم اين تجربه هيچگاه دست نميدهد. حضور در رفتن...
ادامه مطلب
سفر به هند (بخش چهارم و پاياني) احمد راسخي لنگرودي شهر آگرا ساعت 30/9 بار و بنه را بسته راهي سومين شهر يعني «آگرا» ميشويم. از جيپور تا آگرا 220 كيلومتر راه است و جاده به صورت اتوبان. توقفهاي هرازگاهي را مستثني كنيم قريب 5 ساعتي تا مقصد راه داريم. در مسير در یک رستوران بین راهی توقف ميكنيم. نسبتا تميز و شيك است؛ همراه با سرویس بهداشتی قابل قبول. xa0xa0 در حاشيه شهر معبدي است هندو. موسوم به «لكشمي». تماما از سنگ مرمر ساخته شده است و بسيار زيبا. كفشها را در ورودي معبد از پا درآورده، داخل كيسه ميكني...
ادامه مطلب