راسخي لنگرودي

متن مرتبط با «سفر به مالزی در ماه رمضان» در سایت راسخي لنگرودي نوشته شده است

درآمدی انتقادی به سنت کتابشویی

  • نیلوبلاگ

    درآمدی انتقادی به سنت کتابشوییاحسان راسخی*نشان تجارت - صحنه‌ای را در ذهن خود مجسم کنید آنهم در این عصر کتاب و کتابت که شخصی به دلیل صوفی-گری در خانه خود مراسم کتابشویی راه بیندازد؛ در روزی مشخص، همه کتاب‌های شخصی خود را که از چند هزار تجاوز می‌کند، چه آن‌هایی را که خودش نوشته و چه آن‌هایی را که به قلم دیگران طی سال‌های متمادی خریده و خوانده است، در مراسمی در مقابل چشم اطرافیان و چندین دوربین فیلمبرداری به آتش بکشد و یا اینکه در باغچه حیاط خانه خود جمله آن کتاب‌ها را در زیر تلی از خاک دفن کند و...

    ادامه مطلب
  • در طلب وصل دوست

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودیدر طلب وصل دوستجای تعجب نیست اگر در این عصر ارتباطات، کسی پیدا شود و بگوید من دوست واقعی ندارم جز به تعداد انگشتان یک دست! یا بگوید من در خود رغبتی به داشتن دوست و نشست و برخاست با او نمی‌بینم. در این بین ممکن است کسی هم نبودن دوست خوب را بهانه کند و به زبان بیاورد: «چطور به دلم بنشیند وقتی نزدیکترین دوستانم این‌قدر با من بیگانه‌اند و درکی از وضعیت من ندارند؟ مرا چه کار با این دوستان سمّی!» اصطلاحی که این‌روزها در میان جوانان کمابیش رایج است! در روزگار ارتباطات دیجیتالی، کم ه...

    ادامه مطلب
  • وداع با خانه پدری

  • نیلوبلاگ

    وداع با خانه پدریآخرین روز اصلا دلم نمی‌خواست از آن عمارت جدا شوم. حسابی چند بار بالا و پایینش را کاویدم. تک تک آجرها و موزاییکها و در و پنجره هایش را یک شکم سیر از نظر گذراندم. نگاهم که به درختان باغچه افتاد یکهو دلم گرفت. غریبانه نگاهم میکردند. غم از وجودشان پیدا بود. برای آخرین بار سیرابشان کردم. اما چه فایده، میدانم! یاد آن سروده ارغوان افتادم: «،،، ارغوان بیرق گلگون بهار/ تو برافراشته باش/ شعر خونبار منی/. ...» و چه دردناک بود وداع با درختان! وای آن گنجه های قدیمی؛ جای جعبه نخ و سوزن و...

    ادامه مطلب
  • کتابهای قدیمی

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودیگاهی اوقات هوس میکنم کتابهای قدیمیام را یک بار دیگر مرور کنم. همان کتابهایی که همنشین دوران جوانیام بودند. تمام جوانیام با آنها سپری شد. هنوز برخیشان را در کتابخانه خود دارم و البته برخیشان را هم نه. هر وقت چشمم به یکی از آنها میافتد من بیجان و قدیمیام پررنگ میشود. حیث تاریخیام عجیب به کار میافتد. از شما چه پنهان گاهی هم وقتی میبینمشان آرزوی رویدادهای گذشته را میکنم. دلتنگ آن زمانها میشوم. مثل خیلیها مغزم تمایل دارد همه آن روزها را با تمام تلخیهایش رمانتیک کند و بنشاند در ویتری...

    ادامه مطلب
  • قدرت خواندن

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودیخیلیها از خواندن بیزارند. کتاب که نمیخوانند هیچ، نخواندن خود را به نوعی توجیه هم میکنند. حتی اگر کتابی به رویشان آغوش باز کند، دور شده، از خواندنش تن میزنند. از آنان وقتی پرسیده میشود چرا کتاب نمیخوانید پاسخهای مختلفی میدهند، بدین قرار:عدهای میگویند عادت به خواندن نداریم. عدهای نداشتن وقت را پیش میکشند، و عدهای هم خستگی ناشی از فعالیت روزانه. نیز عدهای به گونهای پاسخ میدهند که گویی نیازی به خواندن در خود احساس نمیکنند. عدهای دیگر با زبان کنایه و تعریض بیان میدارند آنقدر بیکار ن...

    ادامه مطلب
  • پلی موسوم به بزپل

  • نیلوبلاگ

    پلی موسوم به پزدلاحمد راسخی لنگرودیبزپل را تو به کسر بخوان و نه به ضم که این واژه مازنی است و تو خود میدانی مازنی را از آن حرکات سه گانه ارادتی است به کسره.بزپل ترکیبی است از «بز» و «پل». نام پلی است قدیمی در شهرستان بهشهر. در شگفتم که چرا این پل از میان آنهمه اسامی به بز نامبردار است؟چنانکه گفته اند این پل زمانی برای خود معبر گله بزها بوده و امروزه معبر تک و توک آدمهای این محل. پلی بغایت ساده؛ در طول شش متر و در عرض قریب سه متر. عبارت است از یک هشتی بر روی رودخانه ای، نه چندان عریض و نه چندان ع...

    ادامه مطلب
  • نسخهu200cبهu200cدست داخل داروخانه

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودیامروز نسخهبهدست سروکارم با یکی از داروخانههایی افتاد که روزگاری کتابفروشی بود ؛ بالغ بر سه دهه و من نیز مشتری دائمیاش. سال پیش، آن کتابفروشی از کملطفی مشتریان مفتخر به امتیاز داروخانه شد! با تابلویی پرزرق و برق که پنداری به آن کتابفروشی سابق فخر میفروخت! آری، این مکان روزگاری کتابهای خوش قد و قامت درون قفسههایش بود و امروز درون همان قفسههای چوبی جعبههای ریزاندام دارو.چه نگاه سنگینی دارند این ریزاندامان! انگار همهشان از آن بالا با تبختر مرا به چشم یک بیمار نگاه میکنند! مدعی درما...

    ادامه مطلب
  • گزارش نشست معرفی و بررسی کتاب «کافهu200cهای روشنفکری»روشنفکران ایرانی و نقش سنت کافه نشینی در روند اجتما

  • نیلوبلاگ

    به گزارش الف کتاب، نشستِ معرفی و بررسی کتاب «کافههای روشنفکری» اثر احمد راسخی لنگرودی در موسسه فرهنگی «خانه دوست» برگزار شد. در این نشست که دوشنبه 14 اسفند ماه با شرکت جمعی از اعضاء و با حضور برخی از کارشناسان و منتقدین ادبی برگزار شد سارا شریعت مدیر موسسه ضمن طرح این پرسش که «آیا کافهها نقش مهم در روند اجتماعی داشتهاند؟» به ویژگیهای روشنفکر، اعم از مذهبی یا غیرمذهبی پرداخت و وظیفه روشنفکران را در جامعه و ارتباط آنها با حاکمان مورد اشاره قرار داد. آنگاه راسخی لنگرودی نویسنده کتاب در اطراف ا...

    ادامه مطلب
  • هر روز ساعت هشت در ایستگاه

  • نیلوبلاگ

    من همیشه صبحها این جوان را میبینم؛ چهرهاش به سی و دو سه سالهها میخورد. با گیسوانی بلند، خرمایی رنگ و یک قبضه ریش به همین رنگ. هر روز کتاب در دست بر روی یکی از صندلیهای ایستگاه مترو مینشیند و خودش را با سطرهای کتاب مشغول میدارد. توبرهای هم با خود به همراه دارد که بر روی صندلی کناریاش میخواباند؛ پُر است از کتاب و اندکی مواد غذایی. چهره دلنشینی دارد؛ مثل چهرههای آدمیان دیرنشین.کمتر روزی است که نبینمش. به ایستگاه که میرسم چشمام بیاختیار سراغش را میگیرد. اوایل فکر میکردم مسافر است، خودش را با کتاب مش...

    ادامه مطلب
  • رونمایی از کتاب «یادداشتxadهای یک کتابxad باز» به قلم احمد راسخی لنگرودی

  • نیلوبلاگ

    مراسم رونمایی از کتاب «یادداشتهای یک کتابباز» رونمایی از کتاب «یادداشتهای یک کتابباز» به قلم احمد راسخی لنگرودیدر مراسمی که عصر دوشنبه ۲۲ آبان در مؤسسه خانه دوست و در آستانه هفته کتاب برگزار شد از کتاب «یادداشتهای یک کتاب باز» نوشتۀ احمد راسخی لنگرودی رونمایی به عمل آمد.در این مراسم که با حضور جمعی از اعضاء برگزار شد، کبری وحید رودسری به عنوان دبیر اجرایی مؤسسه در آغاز، ضمن خوشامدگویی به حضار و اعلام برنامه، گزارش مختصری از این کتاب ارائه داد. سپس دکتر سارا شریعت مدیر مؤسسه فرهنگی «خانه دوست» طی...

    ادامه مطلب
  • چرا در این خیابان کتابفروشی پیدا نمیشود؟!

  • نیلوبلاگ

    در دنیای امروز که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در تمام زوایای زندگی ما نفوذ کرده و می-رود چون لشکری قدرتمند همه ذهن و ضمیر ما را در اشغال خود درآورد، داشتن دغدغهای به نام کتاب کاغذی شاید برای برخی شگفتانگیز هم باشد.«یادداشتهای یک کتابباز!»نوشته: احمد راسخی لنگرودیناشر: همرخ؛ چاپ اول، پاییز 1402200 صفحه، 165000 تومان****در دنیای امروز که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در تمام زوایای زندگی ما نفوذ کرده و می-رود چون لشکری قدرتمند همه ذهن و ضمیر ما را در اشغال خود درآورد، داشتن دغدغهای به نام کتاب کاغ...

    ادامه مطلب
  • غروب مادر

  • نیلوبلاگ

    پاییز بود آن شب. هوا بارانی بود. کمی باران میxadآمد، اندکی بعد قطع میxadشد. مثل نفسxadهای مادر در واپسین ساعات عمر. با چشمانی بسته و دهانی باز، یکهو صدای نامفهومی از او شنیده میxadشد. شهادتین جاری میxadکرد گویا. با کمی دقت میxadشد حدس زد این را. شاید هم همان عبارت عیسی را با خود زمزمه میxadکرد: «ایلی ایلی لماسبقتنی». الهی الهی مرا چرا رها کردی؟! و شاید هم کسی را میxadخواند. مرگ بود که آن را میxadخواند؟! یعنی از او میxadخواست که او را هر چه زودتر ببرد؟ مثل این سالxadها که سایه به سایه این فرشته ن...

    ادامه مطلب
  • چشم انتظاری در ستون انتظار!

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودیاین همه کتابهای نخوانده ریخته روی میزم. هر یک در نوبت بازشدن. اما کو آن مجال و وقت. در چنین شرایطی یادم باشد آن که از همه مهمتر است بخوانم. ولی در حال حاضر مهمتری در میانشان من نمیبینم. همه به نظرم مهم میآیند.این همه کتابهای نخوانده ریخته روی میزم. هر یک در نوبت بازشدن. اما کو آن مجال و وقت. در چنین شرایطی یادم باشد آن که از همه مهمتر است بخوانم. ولی در حال حاضر مهمتری در میانشان من نمیبینم. همه به نظرم مهم میآیند. اگر برایم مهم نبودند که در این وانفسای قیمت نمیخریدمشان! بعضی ر...

    ادامه مطلب
  • رونمایی از کتاب «کافه پرسش» به قلم احمد راسخی لنگرودی

  • نیلوبلاگ

    ۲۸ شهریور ۱۴۰۲، ۲۲:۱۹ 4020628107کتاب «کافه پرسش» به قلم احمد راسخی لنگرودی طی مراسمی در موسسه خانه دوست رونمایی شد عصر دوشنبه 27 شهریور طی مراسمی در موسسه خانه دوست، با حضور جمعی از اعضاء این موسسه کتاب «کافه پرسش» رونمایی شد. به گزارش الف، خانم کبری وحید رودسری به عنوان دبیر اجرایی موسسه در آغاز ضمن خوشامدگویی به حضار و اعلام برنامه، گزارشی از آثار قلمی نویسنده کتاب ارائه داد. سپس خانم دکتر سارا شریعت مدیر موسسه فرهنگی «خانه دوست» طی سخنانی با مهم خواندن مقوله پرسش و پرسشگری در حوزه روانشنا...

    ادامه مطلب
  • پایان یک کتابفروشی، همان قصه دراز و همیشگی!

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودیخبر بس کوتاه بود. آنچنان کوتاه که کم مانده بود نبینمش، اما آنچنان سنگین که یک آن پشتم لرزید: «پایان فعالیت کاری انتشارات هاشمی»!خبر بس کوتاه بود. آنچنان کوتاه که کم مانده بود نبینمش، اما آنچنان سنگین که یک آن پشتم لرزید: «پایان فعالیت کاری انتشارات هاشمی»! و این یعنی «هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش»! همان درد جانکاه و هرگز از یادنرفتنی. همان قصه دراز و تلخ و همیشگی؛ هزار درد و دریغ؛ دیروز کتابفروشی «مروارید» و امروز «هاشمی» و فردا «.... »!وقتی چشمم به آن بَنِر قامت بسته در جل...

    ادامه مطلب
  • کتابهای کرایه ای

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودیدر دورهای کتابهای کرایهای رسم بود. تک و توک در سطح شهر کتابفروشیهایی پیدا میشدند که برای رعایت حال کتابخوانها در قبال دریافت مبلغی پول کتاب کرایه میدادند. وجود این نوع کتابفروشیها جای کمبود کتابخانههای عمومی را پُر میکرد مشتری کتابهای کرایهای هم کم نبود؛ بیشتر در سنین پایین. چه التزامی در ما ایجاد میکرد خواندن این کتابهای کرایهای. جالب اینکه این جور کتابها زودتر از کتابهای خریداری شده خوانده میشد. ملزم میشدیم ظرف مدت کوتاهی یک کتاب حجیم را تند و تند بخوانیم تا وقت کم نیاوریم ...

    ادامه مطلب
  • هستی و نیستی کتابها

  • نیلوبلاگ

    احمد راسخی لنگرودی، سایت الف، ۸ دی ۱۴۰۱کتابها هم مثل ما آدمها برای خود سرنوشت و سرگذشتی دارند. همه در یک سطح نیستند. عمری یکسان ندارند. برخی از آنها روزی جامه وجود به تن میکنند، روزی خریده و خوانده میشوند، و روزی دیگر خاموش و بیصدا رخت برمیبندند و میروندکتابها هم مثل ما آدمها برای خود سرنوشت و سرگذشتی دارند. همه در یک سطح نیستند. عمری یکسان ندارند. برخی از آنها روزی جامه وجود به تن میکنند، روزی خریده و خوانده میشوند، و روزی دیگر خاموش و بیصدا رخت برمیبندند و میروند. عمر این دسته از کتابها ممکن ا...

    ادامه مطلب
  • کتابهای آسیب دیده!

  • نیلوبلاگ

    کتابxadهای آسیب xadدیده!احمد راسخی لنگرودیدر فضای مجازی اطلاعیهxad ای انعکاس یافت با این عبارت: «پیادهxad رو کریم خان، فروش کتابxadهای آسیبxad دیده تا پنجاه درصد تخفیف، از میرزای شیرازی تا ماهشهر، پنجشنبه و جمعه 6 و 7 مرداد، 5 عصر 9 شب.» جالب اینکه، چهار ناشر دست به این ابتکار زده بودند: نشر ثالث، نشر چشمه، نشر گویا، و نشر نگاه. این نوع اطلاعیه برایم قدری تازگی داشت. به ویژه آن بخش از اطلاعیه که آمده بود: «فروش کتابxadهای آسیبxad دیده»! راستش، همه جور آسیبxad دیدگی شنیده و دیده بودم الا این نوع ...

    ادامه مطلب
  • «ایستا»، روستایی نشسته در سنت!

  • نیلوبلاگ

    «ایستا»، روستایی نشسته در سنت احمد راسخی لنگرودیقریب چهل کیلومتر از جاده پرپیچ و خم طالقان را که طی میxadکنی به روستایی برمیxadخوری که بدور از هیاهوی مدرنیسم هنوز در سپهر سنت توان میxadآزماید. چندان که ارابه این آبادی را توگویی بستهxad اند به تخته xadبند سنت. الگوی شیوه xadهای سنتی، عجیب بر تمام ابعاد زندگی روستانشینان سایه انداخته است. کسی چنین احساسی ندارد که از عقربه شتابناک زمان عقب افتاده و از کاروان زمان جا مانده است. مردم روستا مثل مردم شهر مجبور نیستند از صبح تا شب بِدو بِدو کنند و چند ک...

    ادامه مطلب
  • درسهای ما از کرونا

  • نیلوبلاگ

    درسهای ما از کرونااحمد راسخی لنگرودیروزنامه اطلاعات- چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱ کرونا نیز همچون حوادث تلخبار روزگار، یک حادثه بوده و هست؛ البته حادثهای بس مهیب که جهان را یکباره ناآرام کرد. حوادث با ما آدمیان چه میکنند و نهایتا چه بر سرمان میآورند؟ حوادث میآیند و میروند، اما آمدن و رفتنشان بیش و کم با تخریب همراه است. کاری هم ندارند که با آمدنشان چه قصه پرغصهای بر ما انسانها میرود، چه چیزهایی از ما گرفته میشود. با آمدن خود ما را به چه مصیبت دهشتناکی مینشانند. حوادث که نزول اجلال کنند، فقیر و ...

    ادامه مطلب