
عفریت بیخوابی!احمد راسخی لنگرودیگاهی شبxadها خواب از سرم میxadپرد. امشب از آن شبxadهاست. چقدر کشدار است امشب. هر ترفندی به کار میxadگیرم تا ساعتی بخوابم نمیxadشود. در حالت درازکش به سقف اتاق چشم میxadدوزم. در حالت نشسته دیدگان بر سطرهای کتاب میxadدوانم؛ عنوانش «فلسفه زندگی». چه عنوان دست و پاگیری است این فلسفه زندگی! هر چه میxadخوانی انتها ندارد. پیش خود میxadگویم زندگی چیست که حالا فلسفهxad اش باشد! پناه میxadآورم به پیچ تلویزیون. اما نه، هیچکدام حریف این عفریت بیخوابی نمیxadشود! این عفریت...
ادامه مطلب