
آرمانشهری از جنس نوروزحاشیهxad ای بر کتاب «نوروزنوشت»احمد راسخی لنگرودی خوش گذراندن در نوروز و با نوروز، در میان مردم امری رایج است. از دیرباز نیز چنین بوده است. اندکxad اند آدمیانی که مواجهه دیگری با این رسم باستانی داشته باشند. برای این دسته از افراد تعطیلات نوروز فرصتی دیگر میxad آید. فرصتی که کمتر دست میxadدهد. سیزده روز فراغت از کار، زمان کمی نیست. میxadشود با آن خیلی کارها کرد. کارهای ماندگاری را رقم زد. کارهایی از جنس اندیشه و تاملات نظری. پرسش از چیستیِ یک رسم کهن، پرسش کم xadمایه xadای نیست. پرسشی که پرداختن به آن، افقی روشن به روی آدمی میxadگشاید و بر ما معلوم میxadدارد که ماهیت این رسمی که ما هر سال آن را برپا میxadداریم چیست و نسبت آن با هستی انسان کدام است؟ بدون طرح چنین پر...
ادامه مطلب
مرداني از جنس وفا احمد راسخي لنگرودي احساس وظيفه ريشه در هستي آدمي دارد. اقتضاي هستي آدمي، احساس مسئوليت و وظيفهشناسي است. هستي انسان را نميتوان از وظيفه جدا كرد و بر اين اساس آدمي را فاقد وظيفه به شمار آورد. در قلمرو اجتماعي هر انساني وظيفهاي دارد كه خود را موظف به انجام آن ميداند. وظيفه در اين معنا وقتي جامه كامل به خود ميپوشد كه «من» ارتباطي با «ديگري» برقرار سازد. از اينرو وظيفه عهدي است كه انسان با «ديگري» ميبندد. عهد بستن به معناي قبول اين مسئوليت است كه براي «ديگري» چيزي باشم و نقشي درخور و بايسته را در رابطه با ديگري ايفاء نمايم. بدون «ديگري» وظيفه «من» مفهوم واقعي خود را از د...
ادامه مطلب